چکیده
این پژوهش با رویکردی تحلیلی ـ تطبیقی به بررسی مبانی ساختاری و فلسفی هندسه در معماری عصر صفوی و سیستم گرید در گرافیک مدرنیستی میپردازد. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی وجوه اشتراک در سازماندهی فضا و تبیین تفاوتهای بنیادین در خاستگاههای فکری این دو نظام بصری است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که با وجود فاصله زمانی و ماهوی میان این دو رویکرد، هر دو نظام بر پایه منطق ریاضی، تناسبات دقیق و ساختارهای شبکهای استوارند. در معماری صفوی، نظام موسوم به «پیمون» به عنوان واحدی مدولار و ثابت، وظیفه ایجاد هماهنگی میان کل و جزء را بر عهده دارد و از این حیث، شباهت ساختاری قابلتوجهی با «گرید مدولار» در طراحی مدرن دارد. هر دو نظام برای دستیابی به توازن، تعادل و آرامش بصری از تناسبات پایدار ریاضی، همچون مستطیلهای ریشه دو و سه و نیز نسبت طلایی بهره میبرند. با این حال، نتایج تحلیل بیانگر تفاوتهای بنیادین در لایههای فکری و فلسفی این دو رویکرد است؛ هندسه صفوی ابزاری برای تجلی مفاهیم متافیزیکی و حرکت از «کثرت به وحدت» به شمار میآید و از طریق تزیینات پیچیده و نمادپردازی فرمهایی نظیر گنبد، ذهن مخاطب را به ساحت قدسی هدایت میکند. در مقابل، سیستم گرید مدرنیستی محصول نگرش عقلگرا و صنعتی است که با تأکید بر عینیت، حذف تزیینات و اولویتبخشی به عملکرد، در پی انتقال روشن، سریع و دقیق اطلاعات در جوامع مدرن است. در نهایت، این مطالعه نشان میدهد که هندسه، به عنوان زبانی جهانی، بنیان اعتبار بصری و عامل ماندگاری آثار را در هر دو رویکرد سنتی و مدرن تشکیل میدهد.
واژگان کلیدی: معماری صفوی، سیستم گرید، هندسه کاربردی، گرافیک مدرنیستی، تناسبات ریاضی.

Comments
Nothing yet. Say the first thing.
Sign in to join the conversation.