طبق رسم هر سال، مجاوران حضرت شمسالشموس(ع) در صبح روز شهادت امام صادق(ع)، رئیس مکتب جعفری در میدان شهدای مشهد گرد هم میآیند تا در سالروز شهادت شیخالائمه(ع) عزاداری کنند.
۱۰ اسفند خاطره صبح تلخ ۱۴ خرداد را در ذهنها تداعی کرد. برای پیرها و آنهایی که وارد میانسالی شدهاند، صبح ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ و اخبار ساعت ۷ رادیو که صدای بغضآلود محمدرضا حیاتی را پخش میکرد، آشناست.
در روزی که زمین و زمان در بهت ضایعهای عظیم به لرزه درآمد و قلوب مستضعفان جهان در ماتمی جانکاه فرو رفت، روح بلند و ملکوتی نایب برحق حضرت ولیعصر(عج)، پیشوای مقتدر امت اسلام، حضرت آیتالله العظمی امام سید علی خامنهای، به آرزوی دیرینه خویش نائل آمد.
رهبر شهید ما، بالاخره به آرزوی دیرین خود رسید؛ شهادت، آن هم با دهان روزه و در ماه مبارک رمضان و به دست شقیترین انساننماها، موهبتی است که فقط به نورچشمیهای خدا عنایت میشود.
قلب است دیگر! گاهی تصمیم میگیرد که بایستد؛ آنجاست که مغز فرمان میدهد: نه الان! هنوز زود است... هنوز آن رحل چوبی دارد میسوزد، آن صندلی ساده، آن زیلوی آبی... هنوز آن صدای آسمانی دارد سوره فتح میخواند در خیابان کشوردوست!
شاید عجیب به نظر برسد ولی روحیه شهادتطلبی و تمنای قتل فی سبیلالله که بارها و بارها توسط سیدالشهدای انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (قدسالله نفس الزکیه) مطرح میشد.
ساعت ۵ صبح بود که خبر شهادت ولی امر مسلمین، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای از رسانهها منتشر شد، خبری که بر دل نه تنها ایرانیها، نه تنها شیعیان دنیا، نه تنها مسلمانان جهان بلکه بر دل همه آزادگان عالم داغی نهاد که با هیچ چیزی قابل جبران نیست.
وقتی فرماندهای یک عمر در برابر هجمههای بیرونی از تو و خانوادهات دفاع میکند، رفته رفته غنچه محبتش در دلت میشکفد و تو وابسته او و جوانمردیهای او میشوی.
سال ۷۰ حضرت آقا به قم مشرف شده و در فیضیه مستقر بودند. در کتابخانه دیداری با جمعی از طلبههای جانباز داشتند. بعد آمدند بالا نماز و ناهار و در اتاق استراحت میکردند. مرا صدا زدند. رفتم خدمتشان.